تبليغاتX
هنوز در سفرم
در مورد سفر - تاریخ - مردم شناسی

بهار بهترین فصل برای سفر به مناطق خشک و کویری گرم ایران است ، از طرف دیگر جشنواره گلابگیری قمصر و نزدیکی کاشان به تهران و اصفهان ،این شهر را شاید بهترین انتخاب برای دیدن کرده باشد . میتوان صبح رفت و دید و برگشت ،گرچه برای خوب دیدن و نسبتا کامل دیدن ،شاید 4 ،5  روز و حتی یک هفته اقامت در کاشان هم جا داشته باشد .

برای دیدار از یک شهر باید مناطق دیدنی را تا حدودی شناخت ، لیست کرد و اولویت بندی نمود و زمان را مشخص کرد و بعد نسبت به زمان سفر، برنامه ریزی کرد و به ترتیب اولویت دید ،اما جدا از دیدن ، اقامت و پذیرایی هم مهم است. کدام هتل با کدام امکانات و کدام رستوران ، و اصولا امکانات رفاهی دیگر . 

که البته در اکثر مناطق ایران این امکانات بسیار اندک و ضیف است .

کاشان سه هتل معروف دارد .امیرکبیر در جاده فین و بین راه باغ فین ،بزرگترین هتل شهراست  با امکاناتی در حد و اندازه حداکثر یک هتل 3 ستاره که نسبت به امکانات آن گران هم هست، رستوران هتل هم چندان وضعیت مطلوبی ندارد .

هتل سیاح در خیابان اباذر که قدیمی است و اتاقهای ساده و کوچکی دارد با امکانات حداقل معمول باز در حد هتل درجه 2 .و هتل کوثر که نسبتا جدیدتر است در بلوار قطب راوندی که رستوران این یکی هم مطلوب نیست

اما هر سه هتل برای استراحت و تجدید قوای شبانه کافی بنظر میرسند، چرا که برای دیدن از همه جاذبه های شهر و البته شهرهای اطراف باید از صبح زود بیرون رفت .

اما رستوران .در کاشان رستورانهای مختلف وجود دارد ولی معروفترین آنها دلپزیر در خیابان کاشانی و شاندیز هم در نزدیکی آن و چهل حصار هم در همان خیابان و سفره خانه سلطان امیر احمد و سفره خانه خانه طباطبایی ها در محله خانه های قدیمی است که در این بین من خود دلپذیر و شاندیز و سلطان امیر احمد را امتحان کردم و دلپذیر بهترین در این بین بوده البته شلوغ میشود و زود غذایش تمام میشود .سلطان امیر احمد هم چون حمام قدیمی بوده فضای جالب برای صرف غذا دارد، گرچه آخرین بار که رفتم کیفیت غذای آن چندان جالب نبود ولی به جهت نزدیکی به خانه های قدیمی شهر شاید محل مناسبی برای استراحت باشد .

و اما یکی از مشکلات ،احتمالا کمبود سرویس های بهداشتی عمومی است که بسیار اندک است و بسیار کثیف ( مثل آنکه روبری خانه طباطبایی ها هست ) سرویس های بهداشتی مساجد هم که چندان جالب نیست و تازه معمولا فقط  هنگام نماز قابل استفاده هستند .

و اما در مورد اماکن دیدنی شهر در فرصت بعدی میگویم . شاید اگر شد برنامه ای برای سفره یک روزه یا چند روزه هم بنویسم .

باغ فین

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 23:7  توسط حامد  | 

مسجد امروزه به یک موزه تبدیل شده ، ورودی بازدید ۱۰ لیره ( تقریبا حدود ۷۰۰۰ تومان ) است و از یک گیت بازدید حسابی باید بگذرید ، تقریبا همه جا حتی مرکز خرید ها از این گیت ها داشت و بازرسی دقیق همه .

قندیل های زیبای مسجد

 

 

 

 

 

 

 

 

تمام مسجد و راهروهای ان با قندیلهای بزرگ که امروزه لامپ دارند روشن شده و همه جا توریست ها را می بینی که با حیرت سقف را نگاه می کنند و عکس می گیرند .

ایاصوفیا

 

 

 

 

 

 

 

 

و این هم یک عکس نیمه هنری . حدس می زنید کجاست ؟

عکس نیمه هنری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمایی از مسجد سلطان احمد ( مسجد آبی ) از پنجره ای در طبقه دوم مسجد ایاصوفیا .

 و من گشتم در مسجد ، نشستم بر روی زمین و نگاه کردم ، دیوارها را ، سقف و گنبد را ، تصاویر مقدس را و مریم و مسیح را و نام الله و محمد (ص)و علی (ع)  را بر دیوار و دیدم مردمان دیگر را با ظاهرهای متفاوت ، رنگهای بسیار و رفتم ، آن دورها ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:7  توسط حامد  | 

تمام نشانه های اسلامی بدونه انکه تخریبی در بنا صورت گیرد بعدها به بنا اضافه شده است . مثل محراب طلایی مسجد

محراب مسجد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 پنجره های بالای محراب کاملا مشخص کننده آن است که بنا در اصل یک کلیسا بوده .تصویر مریم مقدس بالای محراب هم بسیار دیدنی است .

تصویر مریم مقدس و عیسی (ع) در بالای محراب مسجد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و البته تصاویر قدیسین دیگر بر دیوارها هنوز باقی است .

تصاویر قدیسین بر دیوار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

البته تصاویر عمدا در طبقه دوم قرار دارند و توریستها هم به شرط آنکه دوربین هایشان فلش نزند ، می توانند عکس بگیرند .نمایی هم از طبقه دوم که قسمتی از محراب و منبر و البته جایگاه ویژه سلطان را نشان می دهد .

از طبقه دوم بنا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسجد امروزه فقط بمانند یک موزه برای دیدار بازدید کنندگان مورد استفاده قرار می گیرد ، بر خلاف مسجد سلطان احمد که هنگام نماز در آن نماز برگزار می شود .

در راهروی ورودی مسجد ایاصوفیه هم تصاویری از گذشته تاریخی بنا و نقشه ها و عکس بعضی از سران سیاسی کشور ها که برای بازدید از مسجد آمده بودند را نصب کرده اند که در بین آنها تصویر میر حسین موسوی نخست وزیر وقت ایران هم دیده می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:54  توسط حامد  | 

مسجد ایاصوفیه در سال 320 میلادی به دستور امپراتور روم ،کنستانتین بزرگ ساخته شده وبعدها در زمان ترکان عثمانی به مسجد تبدیل شده .

در مورد این مسجد در کتابها زیاد می توانید بخوانید ولی من اینجا به مشاهدات اندک و البته احساساتم هنگام دیدن از مسجد می پردازم .

مسجد ایاصوفیه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دو بار به دیدن مسجد رفتم و بار دوم تقریبا به مدت 2 ساعت ،هر دو بار مسجد پر بود از انواع توریستها با ملیتهای مختلف . بار دوم فرصتی دست داد تا گوشه ای بنشینم و کمی یادداشت بردارم .

مسجد ایاصوفیه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فضای سرد یک کلیسای قرون وسطایی کامل محسوس بود ،بر عکس فضای گرم مسجد سلطان احمد ( مسجد آبی ) و اصولا تمامی مسجد ها ،اینجا فضا سرد و تاریک و نمور بود با سنگ هایی عموما سبز تیره . سنگ و نه کاشی ،آنچه در مساجد ما معمول است . نقش هیچ نیلوفری هم ندیدم . مسجد دو طبقه بود با راهروهی سردابی شکل بدون پله با شیب ملایم که به طرف بالا می رفت . راهرو به شکلی بود که انگار به زیر زمین قرار است ختم شود ولی بر عکس به طبقه دوم مسجد می رفت که نورگیر تر بود و روشن تر .

بر دیوار های طبقه دوم مسجد نقش هایی از قدیسین مسیحی  باقی ست . اصولا در تمام دیوار ها و سقف علامت ها و سنبل ها و نقش های مسیحی دیده می شود و در کنار انها نوشته ها و سنبل های اسلامی بصورت تابلو نصب شده اند . زییا ترین جلوه این همراهی در محراب مسجد ،انجا که نقش مریم  مقدس و مسیح در کنار تابلوی ،الله و نام پیامبر اکرم و محراب نماز، قرار گرفته دیده می شود .

مسجد ایاصوفیه- بالای محراب مسجد

 

 

 

 

 

 

 

 

چراغهای مسجد بصورت قندیل از سقف آویزان شده اند و قندیل مرکزی ( آنکه زیر گنبد است ) بسیار بزرگ است .

زیر گنبد مسجد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 5:10  توسط حامد  | 

گنبد و ایوانهای مسجد با توجه به سبک معماری دوره سلجوقی و صفوی زیبایی خاصی دارند.زیر کنبد مسجد جامع اردستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در دو ، سه بازدیدی که از مسجد داشته ام تقریبا تنها بازدید کننده بودم ( البته با همراهانم )، برای همین هم بازدید در کمال آرامش و خلوتی انجام شد و این خود بهانه ای شد تا فضا کاملا ما را در بر گیرد و برویم به آن دور ها

قسمتی از ایوان شمالی مسجد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در دل تاریخ از آغاز آتشکده تا امروز و انگار صدای عبادت کنندگان در فضا پیچیده بود .

صدای خواندن سرودهای مذهبی در آتشکده و صدای اذان موذن در دوره سلجوقی شاید .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 نقش ها و کتیبه ها بر دیوار بسیار زریبا هستند .

کتیبه های مسجد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدرسه پشت مسجد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و در آخر ، قنات دو طبقه که ورودی آن کنار خیابان قرار دارد جالب است و بسیاری اماکن تاریخی دیگر و  انار اردستان بسیار معروف است و رب انار های آن و البته

مردمان خون گرم و صمیمی آن ، اینبار از کنار اردستان راحت نگذرید .

قنات دو طبقه

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 20:0  توسط حامد  | 

اردستان حدود 110 کیلومتری کاشان است یعنی تقریبا کمتر از 50 کیلومتری نطنز و این شاید برای  خیلی ها کافی باشد که اگر تا نطنز رفتند، سری هم به اردستان بزنند ،گرچه اگر بخواهیم اینگونه استدلال کنیم باید تا جنوب یکسره برویم . از طرف دیگر به نظر من هتل جهانگردی اردستان به مراتب از هتل سرابان نطنز بهتر است برای همین هم می تواند محل استراحت و استقرار برای دیدار از شهر های نطنز و اردستان و زواره قرار گیرد .

و اما اردستان

اردستان شهری است بسیار کهن ،طبق روایتی افسانه گونه بنای شهر به ارونشاه فرزند کیقباد پادشاه سلسله کیانیان منسوب می شود . میگویند همین فرد دستور حفر قناد معروف اروانه را برای ابیاری شهر صادر کرده . قناتی که لااقل 2500 سال قدمت دارد . همچنین می گوید انوشیروان و کاوه آهنگر هم در اردستان متولد شده اند . با توجه به قدمت زیاد شهر آثار باستانی آنهم منحصرفرد می باشند .

که شاید معروفترین آن مسجد جامع شهر است .

آثار چهار دوره تاریخی را در کنار هم می توان در مسجد دید . بنا در ابتدا آتشکده ای مربوط به دوره ساسانی بوده که در کنار آن احتمالا کاخی از همان دوران هم وجود داشته ( قسمتی از ستونهای کاخ در زیر دیوار مسجد معلوم است ) و ایوانهای مسجد از دوره های ابتدایی گسترش اسلام در ایران و سلجوقی و در آخر هم صفوی با معماری دست نخورده و بسیار زیبا در عین سادگی را می توان دید  .

مسجد جامع اردستان 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قسمتی از دیوار مسجد که به سمت مدرسه کوچک پشت مسجد میرود ( این مدرسه امروزه به بخش اداری تبدیل شده ) بقایای آتشکده دوره ساسانی است

دیوار آتشکده دوره ساسانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قسمتی از بنایی که بعدها بر روی آن مسجد بنا شده است . و تصویر زیر قسنتی از ستونهای بنای شاید کاخی که در قبل از ساختن مسجد وجود داشته و حال در زیر دیوار ایوان شمالی قرار گرفته .

ستون کاخ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسجد دارای چهار ایوان  و تقریبا دو شبستان است که متعلق به دوره های مختلف اسلامی می باشند .  با دیدار از مسجد جامع انگار به دیدن موزه ای از اثار زیبای معماری چند دوره تاریخی رفته ای . پس اگر حتی از اردستان می گذشتید حتما حداقل یک ساعتی توقف کرده و از مسجد جامع ان دیدار کنید .

مسجد جامع اردستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 10:36  توسط حامد  | 

نطنز شهری زیباست آرام با باغهایی که کاملا به شهر چسبیده اند . از امامزاده ای که بر بلندای شهر است نمای زیبا و سبز آن کاملا پیداست و سکوت و آرامش آن مخصوصا برای ما که ساکن شهر های پر صدا هستیم واقعا غنیمت است . بقعه سید حسن واقف پدر و پسر در میان سبزی درختان جلوه می کند

بقعه سید حسن واقف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و آتشکده ساسانی آن که البته جزو ملک خصوصی است  و برای دیدن می باید با مالک هماهنگ کرد . ظاهرا از آتش کده جز قسمتی کوچک باقی نمانده ( ولی می باید به جهت معماری چیزی شبیه اتشکده نیاسر باشد ). ساختمان آتشکده نزدیک و پشت مسجد جامع واقع است . محراب مسجد کوچه میر هم بسیار دیدنی است و دیدنی است کوههای کرکس و باغهای اطراف شهر .

بقعه سید حسن واقف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهر یک هتل دارد ،سرابان ، امکاناتش برای استراحت شبانه کافی بنظر می رسد ولی چند سال پیش که من شبی در آن بودم بسیار کثیف بود ،بسیار، حشرات موزی تقریبا از در و دیوار بالا می رفتند، پیشنهاد می کنم حتما سری به اتاقها و راهروها و مخصوصا سرویس های بهداشتی آن بزنید و بعد تصمیم قطعی برای ماندن بگیرید وگرنه که شاید اقامت در کاشان منطقی تر باشد .

نمایی از کوههای کرکس

اما برای آنانکه به استراحت چند روزه در محیطی آرام نیاز دارند شاید نطنز پیشنهاد خوبی باشد به شرط آنکه برای اقامت فکری کنند یا مهمان ساکنان شهر شوند .

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:40  توسط حامد  | 

اگر فرصتی دست دهد و گذر آدمی تا ابیانه رسد ، شاید حیف باشد که سری هرچند کوتاه به نطنز نزند . تقریبا بیست کیلومتر بعد از خروجی ابیانه ، شهر نطنز قرار دارد . گرچه این روزها نطنز بسیار معروف است ، چرا که جدا از گلابی آن محصولات هسته هم دارد ولی از تمام اینها گذشته ، مسجد جامع آن واقعا دیدنی است .

مسجد جامع نطنز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسجدی مربوط به دوره های آل بویه و همینطور ایلخانیان . معماری زیبا و افسونگر . شاید تصاویر آنرا در فیلم زیبای قدمگاه دیده باشید . با آن درختان کهن روبروی مسجد .

مسجد جامع نطنز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادم می آید یکی از دفعاتی که به دیدن مسجد رفته بودم سفیر یکی از کشور های اروپایی (فکر کنم سوئیس یا بلژیک بود ) جلوی مسجد روی صندلی نشسته بود و بوم نقاشی روبرویش و مشغول کشید نمای مسجد بود و کودکان محله هم دور او حلقه زده بودند . راستی فکر می کنید چند نفر از سیاستمداران ما به دیدن مسجد رفته باشند ،جدا از مرکز تحقیقات هسته ای  ؟

دیدار از مسجد بصورت بلیط فروشی است و بنا شامل ایوانهای مختلف و صحن و شبستانها و مناره زیبا و مقبره شیخ عبد الصمد می باشد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 23:1  توسط حامد  | 

یکی از بناهای جالب تهران سردر باغ ملی ( تاریخ احداث ۱۳۰۱ الی ۱۳۰۴ ) نزدیک میدان امام ( توپخانه ) است . بنایی با عظمت با رنگهایی متنوع و زیبا که یکی از دروازه های ورودی تهران محسوب می شده .

سردر باغ ملی - نمایی از داخل خیابان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اگر گذرتان به کنار آن رسید و فرصتی بود ، حتما چند لحظه ای بیاستید و آنرا خوب نگاه کنید ، از هر دو سمت و اگر فرصت بیشتر داشتید به درون باغ رفته و نمای جدید وزارت امور خارجه را هم ببینید . عکس گرفتن ممنوع بود وگرنه از آن هم عکسی میگرفتم . نمای جدید وزارت خارجه برگرفته از تخت جمشید است .

سر در باغ ملی - نمایی از داخ باغ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:10  توسط حامد  | 

فرض کنید در قمصر ، خیابان اصلی شهر که شیب هم دارد و اکثر مراکز تهیه گلاب و عرقیجات در دو طرف ان است را بروی وسایل نقلیه ببندند و کف خیابان را هم سنگ فرش کنند تا زیباتر باشد و خنکتر. بعد در دو طرف خیابان علاوه بر آن مراکز تهیه گلاب که بصورت کارگاهی ساخته شده اند ، کافه های بسیاری بسازند که علاوه بر عرضه انواع غذای محلی ، چای و قهوه و البته انواع شربت و عرقیجات در محیطی حال گاه با تزئینات سنتی و گاه مدرن ( با تنوع ) عرضه نمایند . کافه هایی که مقداری از عرض خیابان را اشغال کرده و صندلی هایی در فضای باز هم داشته باشند ، صاحبان کافه ها می توانند با لباس محلی و موسیقی محلی فضارا صمیمیتر کرده و گردشگران بدون نگرانی و طولانی مدت از فضای استفاده نمایند .

در طول خیابان هم به تناسب چند واحد بهداشتی که تمیز و مجهز باشد باید ساخته شود و آنوخت طبیعی است  که برای استفاده می بایست پول پرداخت .

در طول خیابان هم میتوان هم برای تفریح و هم حمل و نقل سالمندان و در کل جلب گردشگر بیشتر و البته درآمد ، از انواع درشکه و کالسکه استفاده کرد .

والبته همه اینها هزینه خواهد داشت ولی فکر میکنید این هزینه چه مقدار خواهد بود و در چه مدت جبران خواهد شد و به سود دهی خواهد رسید .

همین طرح کوچک را برای خیابان ورودی به روستای ابیانه هم در نظر بگیرید و آنها که رفته اند مقایسه کنند با وضعیت موجود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 5:59  توسط حامد  | 

یکی از مشکلات عمده برای سفر و گشت و گذار در ایران نبود حداقل امکانات رفاهی در مناطق مورد بازدید است . امکانات اقامتی ، رستوران و حتی گاه نبود سرویس های بهداشتی کافی و تمیز . این کمبود تقریبا در تمام نقاط به شکلی دیده میشود . در حالیکه یکی از اولین ابزارهای جلب گردشگر برای هر مکان فراهم آوردن این حداقل هاست .

مثلا در سفر به نیاسر ، مشهد اردهال ، قمصر و ابیانه شما این کمبود ها را براحتی خواهید دید . گرچه در قمصر هتلی وجود دارد و یا در مشهد اردهال کمپ هایی برای اقامت زائران در نظر گرفته اند ولی هیچکدام نه امکانات کاملی دارند و نه متناسب با تعداد گردشگران هستند و این واقعا تاسف آور است .

در همین فصل که شاید بهترین زمان برای رفتم به قمصر باشد ، به شکلی است که هر جمعه خیابان اصلی قمصر پر از ماشین شخصی ، اتوبوس و مینی بوس میشود ، بوضوح نبود امکانات ( پارکینگ ، رستوران و از همه مهمتر سرویس های بهداشتی تمیز و زیاد ) به چشم می خورد . مردم برای استفاده از طبیعت و هوای سالم و دیدن طراوت و زیبایی می آیند ولی در میان دود اگزوز اتوبوسها سرگردان خواهند بود و تمام دیدار از قمصر میشود به خرید چند شیشه گلاب در ازدحام جمعیت حیران و البته کف زدن ها و جوک شنیدن های درون اتوبوس به بهانه یک تور شاد شاد شاد وکجاست یک راهنمایی که از کاشان و قمصر و ابیانه به درستی بگوید و یک شومن نباشد ....

اما جدا از همه اینها

دیدن ایران مخصوصا در این فصل ، ارزش تمام سختی هایش را دارد .

مثلا تصویر زیر مربوط به جاده کاشان - نطنز ، بعد از جروجی ابیانه و حدود ۱۵ کیلومتری نطنز است ، در اردیبهشت ما و اگر درست خاطرم باشد  مربوط به سال  ۸۳

جاده کاشان - نطنز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 5:44  توسط حامد  | 

لباس زنان و مردان روستای ابیانه مشهور است . تنوع رنگی و تزئینات بکار رفته در لباس زنان ، جلوه ای زیبا به آن بخشیده . گرچه اگر در طول سال جز ایام خاص به روستا سر بزنید جز اکثرا ،پیر زنان و پیر مردان با لباس های رنگ و رو رفته کسی را نی بینید ولی اگر مثلا عاشورا به ابیانه روید دختران جوانی را خواهید دید که لباس محلی را به تن کرده اند . اینان ابیانه ای هایی هستند که ساکن شهر ها شده اند و برای زمانهای خاص به روستا بازگشته اند و البته تاکید دارند که لباس محلی را بپوشند . این تاکید در میان پسر ها و مردان هم دیده میشود .

جمعی از زنان روستای ابیانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مردان روستای ابیانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادتان باشد برای عکس گرفتن اجازه بگیرید  ، چون بعضی به شدت ناراحت می شوند . 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 6:20  توسط حامد  | 

ابیانه یکی از چهار روستای توریستی ایران است . در پایان یک جاده فرعی از جاده دوم کاشان -نطنز

تقریبا ۵۰ کیلومتر که از کاشان دور شدید و تقریبا ۲۰ کیلومتر به نطنز جاده فرعی است که به سمت چند روستای کوچک می پیچد . ابیانه در انتهای راه است و شاید به همین دلیل زبان و لباس مردمان آن شبیه تر به مردمان باستان است .

معماری روستا و لباس مردمان آن مخصوصا زنان روستا و مراسم عاشورای آن معروفیت دارد. یادتان باشد حتما از مسجد جامع روستا و محراب و منبر آن دیدن کنید ( هنگام نماز ظهر درب آن باز است ) . امامزاده ده ، قبرستان پشت ده ، قلعه بالای ده ، معماری خانه ها و درب خانه ها با نوشته های روی آنها که بعضی صد سال قدمت دارند دیدنیست . پمپ بنزین در راه نیست ، پس یا کاشان یا نطنز باید سوختگیری کنید . و حتما اگر میخواهید خوب ببینید جز ایام تعطیل مخصوصا جمعه بروید وگرنه در شلوغی اتوبوسها و دود و جمعیت حیران که بیشتر آمده اند تفریح کنند و خود را ببیند تا ابیانه را گم میشوید .

چشم انداز روستای ابیانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کوچه های روستای ابیانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمایی از قبرستان روستا و محلی که در ظهر عاشورا اهالی پایان مراسم نخل گردانی انجام میگیرد.

نمای یکی از خانه های البته بازسازی شده روستا

درب مسجد روستا . منبر این مسجد بسیار قدیمی و زیباست . بازدید از داخل مسجد هنگام نماز ظهر میسر است و در طول روز درب آن بسته می باشد .

تصویر یکی از نخل های روستا که در ایام محرم و روز عاشورا در روستا گردانده می شود .

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 10:43  توسط حامد  | 

آتشکده و آبشار و غار رئیس مه آنهم یادگار باستان است امروزه در ان بروی بازدید بسته است گوشه ای از زیبایی های نیاسر است .

برای خستگان شهری ، قدم زدن در کوچه باغهای نیاسر هم لذتبخش خواهد بود

نیاسر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نیاسر شهری در ۲۵ کیلومتری کاشان . فرصت دیدار شاید همیشه دست ندهد.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 10:18  توسط حامد  | 

نیاسر تنها بخاطر آتشکده اش دیدنی نیست . آبشار زیبای آن آنهم در نزدیکی کویر بسیار محسور کننده است . در روزهای تعطیل از شهرهای اطراف مثل اصفهان مسافران بسیاری برای گذراندن روز خود به کنار آن می آیند .

آبشار نیاسر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 برای همین هم اگر میخواهید در فضایی نسبتا خلوت و آرام از دیدن آبشار لذت ببرید ، جز ایام تعطیل به نیاسر بروید .آبشار نیاسر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 10:14  توسط حامد  | 

در میانه جاده مشهد اردهال ، به سمت شهر کوچک نیاسر می توان رفت . شهری کوچک ( به اندازه یک روستا ) با قدمت چند هزار ساله .

با آتشکده ای ساسانی که هنوز تقریبا سالم پابرجاست و اگر خوب گوش کنید صدای سرود های مذهبی از آن شندیده میشود

آتشکده نیاسر

گرچه یادگاریهای نوشته بر دیوار زخمهای کهنه بناست ولی عظمت آن هنوز هم میخکوب کننده است

اتشکده نیاسر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 10:7  توسط حامد  | 

تقریبا دو هفته ای به علت آماده شدن برای کنفرانس سهراب سپهری ( مربوط به درس جامعه شناسی ادبیات ) در مورد او می خواندم ، کنفرانس برگزار شد ولی من همچنان زیر درخت سهراب مانده ام .  کاشان محل تولد سهراب و مشهد اردهال محل دفن اوست .

امامزاده ای که مراسم قالی شویان آن در هفته دوم هر مهر ماه بسیار معروف است . تقریبا در ۴۵کیلومتری غرب کاشان . و قبر سهراب که در صحن این امامزاده قرار دارد.

سفر به مشهد اردهال قطعا در این روزهای بهاری خالی از لطف نیست .مشهد اردهال - صحن امامزاده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 سنگ قبر سهراب سپهری در همان صحن امامزاده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 9:43  توسط حامد  | 

یک خانواده اروپایی در مسجد سلطان احمد مشغول گرفتن عکس یادگاری . داشتن روسری اجباری نبود ولی همه میباید کفشهای خود را در می آوردند و در کیسه ای بدست میگرفتند . یک شاخه گل مصنوعی هم به مناسب ایام میلاد نبی اکرم به همه هدیه می دادند .

مسجد سلطان احمد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمایی از حیاط مسجد با مناره زیبای آن

مسجد سلطان احمد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 16:49  توسط حامد  | 

اولین مکانی که به دیدنش رفتیم و عکس انداختیم ، مسجد سلطان احمد ، بزرگترین مسجد استانبول بود . مسجدی که به دستور سلطان احمد بین سالهای ۱۶۰۹ تا ۱۶۱۶ میلادی ساخته شده و بخاطر کاشی های آبی رنگ آن به مسجد آبی نیز مشهور است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 22:28  توسط حامد  | 

پیش آمد و برای یک هفته رفتم استانبول برای دیدن و آموختن . البته اینبار با نگاه مردمشناسی تر از سفر های قبلی ، حتی از تایلند و مالزی .

عکس گرفتم که بعضی از آنها را در اینجا هم خواهم آورد و سعی می کنم کمی از آنچه دیدم بگویم .

پرواز تقریبا ۳ ساعت طول کشید . استانبول از بالا زیبا بود ( و البته زیباتر از پایین ) ، سقف تمام خانه ها شیروانی قرمز و در کنار سبزی درختان و آبی دریا بسیار زیبا بنظر میرسید .

فرودگاه استانبول هم نسبتا شیک بود ، حدالقل در مقایسه با مهراباد که بیشتر به یک ترمینال شبیه است .  آنچه در اولین نگاه جلب توجه میکرد ( البته شاید برای من ) توریست های مختلف از ملیت های مختلف در فرودگاه بود . اینکه بتوانی حدس بزنی هرکدام چه ملیتی دارند ، سرگرمی جالبی بود درمدتی مجبور بودیم منتظر بمانیم .

فرودگاه تا هتل با اتوبوس تقریبا نیم ساعتی طول کشید و وقتی رسیدیم هتل و اتاقمان معلوم شد، به بهانه ناهار خیابان گردی ها هم شروع شد و تا میدان سلطان احمت ( با تلفظ استانبولی ) رفتیم . دو نماد بزرگ استانبول ، مسجد سلطان احمت ( مسجد آبی ) و در روبروی آن مسجد ایاسوفیا

 

مسجد سلطان احمت

نماد اتصال دو قاره آسیا و اروپا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 خیابان استقلال

میدان تقسیم

و استانبول آعاز شد .

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 22:25  توسط حامد  | 

 


Javascripts