|
در مورد سفر - تاریخ - مردم شناسی
|
عکسها و مطالب مربوط به سیلک هم هنوز باقی مانده که طی ۲ ، ۳ روز آینده کامل کرده و در وبلاگ خواهم گذاشت .
تقریبا در میانه خیابانی که به باغ فین منتهی می شود ، نرسیده به هتل امیر کبیر کاشان ، دست راست ( همان سمتی که هتل واقع است ) کوچه ای است که به تپه سیلک منتهی میشود . تپه ای که یکی از اولین سکونتگاهها بشر در منطقه مرکزی ایران بوده ( بعضی اولین منطقه روستایی را در انجا میدانند ) تپه ای با حداقل حدود 7000 سال قدمت . یعنی قدمت آن به 2000 سال پیش از ورود اولین گروه آریایی ها به ایران میرسد . 7000 سال تاریخ و تمدن و این برای من بسیار بهت برانگیز است .
این منطقه مسکونی در جوار بقایای دریای تتیس ( دریای عظیمی که تمام فلات مرکزی ایران و افغانستان را در برگرفته بوده ) قرار گرفته و شاید با خشک شدن آرام دریا و پدید آمدن خشکی های حاصلخیز ، انسانهایی را که احتمالا در ارتفاعات زندگی می کرده اند ، به بیشه زار ها کشانده و این منطقه تا به امروز زیستگاه بشر بوده .
تا بحال 4، 5 بار به بسیلک رفته ام و هر بار لمس دیواره های مخروبه خشتی، مرا با خود به عمق تاریخ برده است و در دالان اسرار گم شده ام . میگویند اولین خشت دنیا در سیلک زده شده است و ایرانیان مبدع اتاقهای مستطیل و مربع شکل بوده اند و این همه ابتدا در سیلک ساخته شده . مردمانی که کشاورز بوده اند و آنطور که میگویند اولین تجمع نیمه شهری دنیا را پدید آورده اند، مردگانشان را در ابتدا بصورت جنینی در کف اتاقها دفن میکردند و به مرور به گورستان بیرون شهر انتقال داده اند .
بعضی از آثار هنری آنها هنوز هم باقی است . قدیمی ترین این آثار مردی است که از استخان تراشیده شده و در موزه ایران باستان نگهداری می شود و قدمت ان به 6000 سای پیش بر می گردد .
انواع ظروف سفالی چه کاربردی و چه تزئینی از دوره های مختلف تمدن سیلک در موزه ایران باستان و موزه های دیگر نگهداری می شود .دو قبر یکی مربوط به یک انسان بالغ و دیگری مربوط به یک دختر بچه در محل تپه در محفظه شیشه ای بصور اولیه خود نگهداری میشود .
با تمام ویژه گیهای منحصر بفرد سیلک افراد زیادی به دیدن تپه نمی روند چرا که در نگاه ابتدایی یک تپه خاکی جاذبه برای دیدن، انهم در گرمای شهر کاشان ندارد ولی با کمی توجه به قدمت و شناخت تاریخ، آنوقت این تپه دالانی برای ورود به دنیایی دیگر محسوب خواهد شد و این وسوسه دیدار از آن را برخواهد انگیخت .
بجهت گرمای هوا پیشنهاد می کنم در ساعات اولیه روز یا پیش ار غروب خورشید از تپه بازدید کنید .
ظهر یکی از روزهای شاید پاییز 62 یا 3 یا 64 بود، بازی های آسیایی کره جنوبی و بازی یک چهارم نهایی یا یک هشتم ،ایران با میزبان، کره . از پخش مستقیم حتی از راديو. هم خبری نبود و من تمام ساعات مدرسه در هیجان بودم . از صبح در تمام لحظات هر وقت پیش آمده بود گفته بودم میبریم . یادم می آید بودند بسیاری که میخندیدند و می گفتند می بازیم ،شرط می بندیم و مثلا منطقی داشتند فکر میکردند و من چه حرصی می خردم ، خونم بجوش می امد که مگر نمی بینید وطنتان است ، ایران است دیگر پیش بینی باخت ان اینهمه افتخار دارد ؟انهم با تمسخر که بد می بازيم هم !!! من حتما ساده بودم و احساسی و ایشان بالغ و عاقل ؟؟؟!!!!
یادم می آید با هزار ترفند ساعت 2 بعد ازظهر قبل از زنگ کلاس به دفتر رفتیم تا اخبار را بشنویم و بعد از کلی سرود ابتدا و گذشت خبرهای شاید مهمتر ، تا گوینده خواست اخبار ورزشی را اعلام کند ، معلمی آمد و ما را حتما با افتخار که دارم کار تربیتی می کنم بیرون کرد و تمام ان بعد از ظهر مرا در حسرت گذاشت، تا با شنیدن زنگ مدرسه ، تمام راه نیم ساعته تا خانه را بدوم تا خود را به اخبار ورزشی تلویزیون برسانم و بشنوم که مساوی کردیم در وقت قانونی و اضافه و زننده گل هم کریم باوی بوده امادر ضربات پنالتی باخته ایم و ...
و من هنوز هم هروقت بازی ایران باشد، میدانم که می بریم . تمام بند بند وجودم این را می گوید . این نام ( ایران ) مرا به دنیای دیگر می برد . این بی منطقی است ؟ باشد ، من هیچوقت نمی خواهم منطقی باشم . این رنگها (پرچم ) این نواها و فریاد ها تمام رگهای مرا ، تمام وجود مرا، پر می کند و ضربان قلبم را به ۱۰۰ ، ۲۰۰و نمیدانم شاید 1000 میرساند .
36 سال دارم و منتظر تولد کودم هستم ، پدر می شوم و اما امشب مثل همیشه باز قلبم به شدت می طپد و من می دانم می بریم .
شاید این روزها بیش از همیشه احتیاج به هویت و غرور ملی داریم . روزهایی که خیلی ها به هزارو یک بهانه این غرور ملی را می شکنند یا بهانه برای شکستنش می دهند احتیاج داریم با تمام وجود فریاد بزنیم ما ایرانی هستیم و بی نظیر .
.. وطن ای هستی من
شور و مستی من ...
... همه جان و تنم وطنم وطتنم وطتنم
حمام نسبتا بزرگ است و قسمتهای مختلفی را شامل می شود که البته زمانی که سفره خانه بود ، بعضی از قسمتها به آشپزخانه تبدیل شده بود .
ظاهرا راهنما یی برای توضیح به بازدید کنندگان هم در این حمام موزه ، آماده است .
اما اگر درست یادم باشد ، نبش خیابان علوی و بخارایی که فاصله کمی با خانه های قدیمی شهر دارد ( پیاده شاید چند دقیقه طول کشد ) ، بقایای برج و باروی سلجوقی درکنارپارکی دیده میشود .
در کنار آن بقایای دو یخچال قدیمی هم دیده میشود که شاید دیدن آن برای علاقمندان یا دانشجویانی که تحقیقی در این زمینه دارند مفید باشد ، گرچه داخل یخچالها تقریبا به زباله دانی تبدیل شده است .
و اما دوستی درمورد ناشر کتاب راهنمای تخت جمشید پرسیده بود . ناشر کتاب انتشارات سفیران است و بنیاد پژوهشی پارسه - پاسارگاد صاحب امتیاز کتاب است . در ضمن شهر کتاب نیاوران هم کتاب را دارد .
در مقدمه کتاب آمده که :
این کتاب درباره تخت جمشید ، این نگین درخشان هنر باستان ایران و جهان به عنوان منبع موثق و مستند به نگارش در آمده است که دوستاران تخت جمشید را گام به گام پیش برده و آثار برجای مانده آن را بطور جامع معرفی کرده و با تکید بر جدیدترین دستاوردهای علمی و باستان شناسی وجوه مختلف این اثر گرانقدر را شرح می دهد . و ...
اگر علاقمند باشید بد نیست کتاب را ورقی بزنید
به فاصله کمی از خانه بروجردی ها و طباطبایی ها خانه عباسی ها واقع است . من معماری این خانه را متفاوت از دو خانه دیگر یافته ام ،راستش با دیدن آن بیاد قصری در جیپور هند افتادم.
رنگ تیره و حیاط های غیر هم سطح و متعدد آن و نوع معماری آن برایم جالب بود شما هم دیدن آن را از دست ندهید . آخرین باری که از خانه عباسی ها دیدن کردم از تلویزیون مشغول ضبط یک سریال تاریخی در آن بودند .
آخرین خانه از این مجموعه خانه عامری ها است که قدیمی تر وظاهرا بزرگتر است ( البته ممکن است من تصور کرده باشم که بزرگتر است ) ،آخرین باری که به دیدن آن رفتم قرار بود قسمتی از آن تبدیل به هتل شود که می باید جالب شده باشد .
گرچه اقامت در چنین هتلی باید جالب باشد ولی این بشرط آن است که به جهت بازدید مکرر بازدید کنندگان، آرامش هتل به هم نخورد و سکوت حاکم باشد ،چرا که در بازدید از خانه ملک التجار یزد با آنکه اتاقهای آن به شکل زیبایی برای اقامت شبانه آماده شده بود ،ولی در تمام طول روز بازدید کنندگان بسیاری در حیاط و سفره خانه آن بودند که آرامش لازم برای یک هتل از بین رفته بود .
یادم هست در جیپور هند ،خانه های قدیمی و کوچک را با حفظ فضا ی سنتی و البته بسیار آرام تبدیل به هتل کرده بودند که اقامت در آنها واقعا لذت بخش بود .
در وسط حیاط حوض بزرگی پر از آب است به شکلی که از تمام اتاقهای دور تا دور حیاط، آب درون حوض و شاید ماهی های در حرکت میان آن ( سمبل زندگی ) پیداست .
شبها با چیدن تختهایی در حیاط خانه ،سفره خانه سنتی در آن ،آماده پذیرایی است به همراه موسیقی سنتی، که ظاهرا میباید از قبل تخت رزرو کرد .
مرکزیت حیاط و حوض پر از آب ، شاید توجه به درون و مرکز عالم و منشع حیاط را مد نظر داشته .
این خانه بصورت کامل بازسازی و آماده بازدید گردشگران قرار گرفته و گاه در قسمتهایی از آن فروشگاه و چایخانه سنتی هم برقرار است .
محله خانه های قدیمی شهر در خیابان علوی کاشان، یکی از اماکن مناسب برای بازدید است . وجود 4 خانه قدیمی و یک حمام و یک امامزاده و با کمی فاصله برج و باروی قدیمی دوره سلجوقی شهر مجموعه دیدنی را در کنار یک دیگر فراهم آورده که از 2 ساعت تا یک نیم روز می توان برای بازدید وقت بگیرد .
خانه بروجردی ها از معروفترین بنا های شهر کاشان است و تصویر آن به عنوان نماد این شهر شناخته میشود و شاید به همین دلیل و دیگر آنکه بر خلاف دیگر خانه ها بازسازی نشده است و دست نخورده باقی مانده مهمترین آنها باشد . این خانه در نیمه دوم قرن سیزدهم به سفارش یکی از تجار سرشناس شهر ساخته شده . ورودی خانه ،هشتی ورودی، راهروی ورودی، ایوان شمالی ،حیاط و اتاقهای دور حیاط، سرداب، ایوان شمالی، تالار پزیرایی و محل شاه نشین و بادگیرها از ویژگی های معماری آن است . معماری ان و مخصوصا تصاویر نقاشی شده در شاه نشین آن بسیار زیباست . این بنا در عین محلی برای بازدید عموم، اداره میراث فرهنگی کاشان هم هست، لذا محدودیت زمان بازدید دارد و نسبتا ساعات کوتاه تری از روز ( نسبت به خانه های دیگر قدیمی ) آماده برای بازدید است .
پیشنهاد میکنم با ورود به محله ،ابتدا ساعات بازدید از این بنا را چک کنید تا با درب بسته آن به جهت تعطیلی روبرو نشوید . این خانه تقریبا در جوار حمام قدیمی سلطان احمد قرار دارد .
اکثر بازدید کنندگان این شهر ، در روز جمعه به دیدن شهر می روند ، که البته به جهت فرصت تعطیلات آخر هفته کاملا طبیعیست ولی اگر بواقع می خواهید خوب ببینید و لذت ببرید در غیر ایام تعطیل به شهر کاشان بروید چرا که اولا بعضی از اماکن ان در طول ایام کاری هفته دیدنی است ، مثل بازار بزرگ شهر و ثانیا ازدحام عجیب بازدید کنندگان در ایام تعطیل مانع از دیدن شما خواهد بود ، مثال خوب آن باغ فین است که در جمعه ها مخصوصا این ماه ها تغریبا غیر قابل بازدید می شود به جهت ازدحام جمعیت و تراکم اتومبیل و اتوبوس .
اما همانطور که قول داده بودم ، در ادامه مطالب به معرفی بعی از اماکن دیدنی شهر میپردازم . امیدوارم این مطالب باعث آن شود که شما از بازدید آتی خود از اماکن دیدنی شهر لذت بیشتری برید .