تبليغاتX
هنوز در سفرم
در مورد سفر - تاریخ - مردم شناسی
این ترم آخر دانشگاه است و من درگیر کار پایان نامه شده ام . از ترم پیش به فکر انتخاب موضوع بودم و مقدمات را هم فراهم کردم . ابتدا دوست داشتم در مورد منطقه باستانی سیلک کار کنم و فیلمی کوتاه از آن تهیه کنم . به اتفاق حسین رفتیم کاشان و نیمه روزی سعی کردم از تمام محوطه فیلم و عکس بگیرم و بعد به موزه ایران باستان هم رفتم و از تمام اشیاء متعلق به منطقه باستانی سیلک فیلم و عکس گرفتم . کتاب سیلک  گریشمن و ایران پیش از اسلام او و کتاب زیگورات سیلک دکتر شهرمیرزایی را هم خواندم و تقریبا پایه های کار مشخص شد ولی یک مشکل بزرگ باقی بود و آنهم کیفیت بد تصاویر فیلم برداری شده . در حقیقت فیلم های گرفته شده در عین شفافیت و وضوح، بسیار تکان داشتند و لازم بود با وسایل پیشرفته فیلم برداری تکرار شود که این وقت و امکانات بسیاری می خواست و البته هزینه بسیار .

در این میان ، فکر می کنم سال گذشته بود که بواسطه دوستی، با خبر شدم که نمایش آرش کمانگیر به کارگردانی میکائیل شهرستانی به روی صحنه است . متن نمایشنامه نوشته بیضایی است . رفتم و نمایش را دیدم ، ۲ بار و مدتها درگیر ماندم و ماندم هنوز هم . آرش مرا با خود درگیر کرد ، و شاید این بواسطه متن قوی و نوع نگاه بیضایی و بازی خیره کننده دو بازیگر آن بود . اینها را در زیر درخت هم گفته بودم . و من هنوز در گیر آرش بودم و هستم.

این شد که آرام آرام موضوع پایان نامه ، به سمت آرش چرخید .

استاد راهنما را انتخاب کردم. رئیس گروه مردم شناسی که البته دکترای جامعه شناسی از فرانسه است و با او گفتم از درگیری ذهنم ، و برایش جالب بود و پذیرفت و اینگونه شد که آرش کمانگیر موضوع پایان نامه شد .

اما هنوز در ابتدای راه بودم ، هستم . منابع بسیار کمند . بسیار . همه از آرش تنها یک روایت را میشناسند . و مابقی داستان در تاریکی است . قبل و بعد آن . داستان آرش یک حماسه است . اسطوره مردی که در حسایترین لحظه از پرده بیرون می آید و تیری می اندازد و بعد ؟؟

و در طول تاریخ این سرزمین ، لحظات حساس بسیارند . انگار ما همه استاد ساختن لحظات حساس و بحرانی هستیم . آیا این لحظات را می سازیم یا خارج از قدرت ما بوجود می آیند ؟ داستان جنگ ایرانیان و تورانیان چه بود ؟ چرا ایرانیان شکست خوردند و چه شد که  سرنوشت یک ملت را یک تیر معلوم کرد ؟

  و اما آرش به واقع که بود ؟ و ... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:56  توسط حامد  | 

به نظر من امکانات اتاق های هتل متوسط است . در مقاسیه با  مثلا هتل پارس تبریز که آن هم ۵ ستار است و یک هتل ۴ ستاره در بانکوک . فضای اتاق نسبتا کوچک است ( حداقل اتاقی که ما ساکن آن شدیم ) . فکر میکنم بیشترین تمرکز بر فضاهای عمومی هتل بوده ، که تقریبا آنرا به یک موزه تبدیل کرده وگرنه فضاب هتل پارس ( الگلی ) تبریز بسیار زیبا تر بود .یادم هست که در سفر بانکوک اتاق ۲ نفره هتل ۴ ستاره ما سوئیت مانند بود ، یک نشیمن و یک خواب داشت با یخچال و گاز برقی و ظرف شویی و تلویزیون و ظبت صوت وی سی دی دار به همراه یک فکس و تلفن و یک کولر گازی جدا از ارکاندیشن . حمام آن هم دارای وان بود و هم دوش بدون وان و یک میز و دو صندلی و کاناپه و ... ولی هتل داریوش حتی یک کتری برقی با فنجان و چند کیسه چای یا قهوه که  امروزه معمول است ، نداشت . البته تمیز بود و نسبتا نو ، البته نسبتا نو . صندوق رمزدار امانات هم در اتاق بود .

یکی از موارد قابل توجه برای من درباره هتل داریوش برخورد بسیار خوب و مودبانه همه کارکنان هتل بود که در مجموع احساس خوبی را ایجاد میکرد .

کیفیت صبحانه هم که روی اتاق بود به نظر من متوسط بود باز در مقایسه با هتل هایی در این سطح و آنهم در آسیا مثلا . ناهار هم کیفیت خوبی داشت ولی بسیار گران بود ، تقریبا دوبرابر هزینه ناهار در شاندیز تمام شد .

با تمام این اوصاف اقامت چند شبه در هتل به شرط آنکه از طریق تور و زمانی باشد که تخفیف های ویژه در نظر گرفته شده ، حتما خاطره انگیز خواهد بود به شرط آنکه خیلی انتظارمان بالا نباشد .

ساحل شرقی جزیره کیش - اسکله تفریحی- طلوع خورشید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:27  توسط حامد  | 

 


Javascripts