تبليغاتX
هنوز در سفرم
در مورد سفر - تاریخ - مردم شناسی

شنیدم . غم بر دلم نشست و این غم هنوز هست . مدتها بود ندیده بودمش ولی این باعث نشد چهره اش برای لحظه ای هم از جلوی چشمانم محو شود .

دلم تنگ شده

دلم یک  دنیا گریه می خواهد ولی چه کنم که یادم نداده اند راحت بگریم .

دلم برای میثم تنگ می شود ، خیلی ، خیلی و ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 12:47  توسط حامد  | 

به علت ترافیک فرودگاه دبی تقریبا ۲۰ دقیقه ای مجبور شدیم در آسمان منتظر بمانیم تا اجازه فرود داده شود . و بعد فرود و ورود به فرودگاه و رفتن به قسمتی که پاسپورت و ویزا چک میشود . فرودگاه بزرگی بود و البته نسبتا خوب . در میان این چند فرودگاهی که دیده ام ، فرودگاه پایتخت مالزی چیز دیگری بود .

در قسمت کنترل ویزا در صف ایستادیم ، تعداد باجه کتنرل زیاد بود ولی جمعیت هم زیاد ، از کشورهای مختلف و خب طول کشید تا نوبت به ما برسد . سلام علیکم غلیظ گفتم و جوابی نشنیدم . متصدی کنترل خیلی خشک و تحقیر آمیز برخورد کرد . میخواستم بگویم که من ایرانی هستم و هرچه دارین از بخاطر ماست (والبته راستش زرنگی و موقعیت سنجی خودتان ). بعد کنترل بدنی که آنهم خیلی خشک برگزار شد .

و رفتیم برای تحویل بار . در کنار چرخدستی برای گذاشتن بار، کالسکه کودکان هم بود تا آنهایی که مثل ما کودکی دارند بتوانند از آن استفاده کنند . بارها را که گرفتیم به سمت بیرون حرکت کردیم . بیرون در مثل همه جا عده زیادی با انواع پلاکارد که نام افراد و یا نام تور و یا نام هتل بر روی آنها ثبت شده بود منتظر بودند . فردی که بدونبالمان آمده بود را پیدا کردم، البته نه به سادگی و نامه مخصوص هتل را نشان دادم و به همراه یک خانواده دیگر با یک ماشین کاروان به سمت هتل حرکت کردیم . فکر میکنم ساعت حدود نه و نیم ده شده بود . به همراه آقایی دیگر جلو در کنار راننده نشستم و علی هم بغلم و کمربند هم نبستیم و تا هتل هیچکس چیزی نگفت و جریمه هم نشدیم .

به هتل که رسیدم فکر کنم حدود نیم ساعتی طول کشید ، دربان ، مردی هندی بود ( اکثر کارمندان هتل هندی بودند) با خوشرویی به استقبالمان آمد و علی را از بغلم گرفت ( تا روز آخر همه کارمندان هتل حسابی با علی رفیق شده بودند ) مدتی منتظر شدیم تا اتاق اماده شود . همانجا خواستم که تخت کودک هم برایمان بیاورند . 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 14:12  توسط حامد  | 

بلیط ایران ایر گرانتر بود و میگفتند هواپیمای آن بهتر است و البته پرواز چارتر نبود امکان پس دادن یا تغییر تاریخ را داشت . به هر صورت انتخاب را قطعی کردم و آماده سفر شدیم .

پرواز سه شنبه صبح ساعت ۵:۳۰ بود . گفتند برای گرفتن ویزا تقریبا یک هفته تا ده روز وقت لازم است که خب داشتیم . ویزای امارات هم یک کاغذ بود . اینطور نبود که در پاسپورت چیزی را بنویسند . یک کاغذ ساده به دستمان دادند.

شب به فرودگاه امام زنگ زدیدم  که ماشین ویژه فرودگاه به دونبالمان بیاید . هماهنگ کردند و البته تلفن رانده را هم دادند که زنگ زدم و با خودش هماهنگ کردم . زودتر از ساعت قرارمان راننده رسید و البته مدتی منتظر شد تا ما اماده شدیم . تهران البته شبها زیباست . شب که چه عرض کنم بامدادان . مسیر طولانی بود ولی راحت رسیدیم . خداشکر کردم که ساعت پرواز اینگونه بود وگرنه در طول روز که رفتن به فرودگاه خود داستانی جدا خواهد بود .

راننده مرد محترمی بود . کرایه تا فرودگاه ( از  اقدسیه ) چهارده هزار تومان شد . موقع خداحافظی گفت هروقت خواستید برگردید موقع حرکت تلفن کنید تا دوباره بدونبالتان بیایم . با بچه معطل نشوید . ظاهرا به دلیل دوری راهو امکانات کم ، گاه پیش می آید که ماشین نباشد و مسافران معطل بمانند .

به محض رسیدن رفتیم برای تحویل چمدان و گرفتن کارت پرواز و بعد برای پرداخت خروجی که نفری سی هزار تومان شد .فرودگاه بانک داشت و راحت توانستیم خروجی را بپردازیم  

پاسپورتمان را هم راحت چک کردند . بر خلاف هر با که ماموری جدی و گاه اخمو پاسپورت را چک میکرد اینبار با علی که بغلم بود شروع کرد به حرف زدن و خندیدن . حتی اجازه داده بودند در ردیفی که مخصوص غیر ایرانیان بود و البته خلوت بود چک شویم . خلاصه بخاطر علی حسابی تحویلمان گرفتند.

و بعد منتظر تا سوار شویم . فرصتی شد تا با دقت بیشتری فوردگاه را نگاه کنم . آنقدر ها هم که میگفتند بد نبود . بنظرم رسید که به راحتی میتوان آنرا زیبا و دلچسب کرد کافی است چند فرودگاه دیگر را فقط دید و بعد آنرا با ملاحظات داخلی الگوبرداری کرد ، همین ولی .... بگذریم .

پرواز حدود نیم ساعتی تاخیر داشت . تا سوار شدیم ساعت تقریبا ۶ بود و حرکت . مدت پرواز هم حدود ۲ ساعت . یاد مالزی افتادم و پرواز ۷ ساعته آن .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 15:3  توسط حامد  | 

من در میان هتل های ۴ ستاره می گشتم که در یکی از آژانسها ، با پیشنهاد اقامت در هتل ۵ ستاره روبرو شدم آنهم به قیمت هتل ۴ ستاره . فردی که توضیح میداد گفت این هتل بسیار آرام است و امکانات مناسبی برای استراحت دارد . از طرفی گفت که هتل مسکو به جهت داشتن بار و دیسکو ، شلوغ است و فضای مناسبی برای یک اقامت آرام و خانوادگی ندارد . تنها دو مسئله می ماند . اول آنکه هتل های ۵ ستاره با صبحانه و هتل های ۴ ستاره با صبحانه و ناهار هستند و دوم آنکه این هتل در منطقه بردبی قرار دارد . درست نقطه مقابل دیره در آن طرف رودخانه که برای رفتن به مراکز خریدی که در منطقه دیره قرار دارند میبایست تاکسی گرفت و البته کرایه بیشتری هم پرداخت . با این تفاسیر و بعد از دیدن سایت هتل و امکانات آن تصمیم گرفتم که این هتل ۵ ستاره را انتخاب کنم . هتل رویال اسکات Royal ascot hotel . پرواز هم ابتدا قرار بود ماهان باشد . ساعت ۶:۳۰ صبح و چارتر و برگشت هم ۱۲ شب که پرواز پر بود و مجبور شدم بلیط ایران ایر را بگیرم که ساعت پرواز ان ۵:۳۰ صبح بود و برگشت ۱۸:۳۰ که البته هم در رفت و هم در برگشت حدود ۱ ساعت تاخیر داشت . انتخاب هتل تغییری در هزینه نداد ولی تغییر پرواز کمی هزینه را بالا برد و در کل برای سه شب و چهار روز هتل ۵ ستاره و ترانسفر و بلیط و ویزا ، حدود ۳۷۵ هزار تومان هزینه کردم .  در مورد پرواز هم باید بگویم که پرواز ماهان چارتر بود و امکان پس دادن نداشت ولی ایران ایر اینگونه نبود و امکان جابجایی یا کنسل کردن بود .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 15:3  توسط حامد  | 

حدود ۲ هفته پیش برای تفریح سفری به دبی داشتم . این اولین سفر من به امارات بود ، سه شب و چهار روز سفر کوتاهی بود ولی سعی میکنم همین اطلاعات کم را بنویسم .

با توجه به فصل و گرمای هوا ، فرصت چندان مناسبی برای سفر نبود ولی جدا از محدودیت زمانی من برای سفر ، همین گرما هم باعث شده بود که قیمتها کمی پایینتر از معمول باشند .

طبق معمول همه سفرها برای این سفر هم با شاید حدود هفت ، هشت  آژانس تماس گرفتم تا بتوانم بهترین انتخاب را داشته باشم .

تمرکزم بر روی پرواز ماهان بود که بصورت چارتر و ۶:۳۰ هر روز صبح از فرودگاه امام برگزار میشود . هتل هم ۴ ستاره از میان هتل هایی که در منطقه بدره ( منطقه ای که به جهت نوع فروشگاه ها و مراکز خرید احتمالا ارزانتر مورد علاقه بیشتر ایرانیان و آژانس ها ست بود )

با توجه به این دو انتخاب عمده قیمت ها از حدود ۳۲۰ الی ۳۶۰ متغییر بودند . گفته بودند هتل های چهار ستاره شرایط قابل قبولی دارند . به همراه صبحانه و نهار و البته ترانسفر از فرودگاه به هتل و برعکس . در کل هزینه شامل بلیط+ویزا+هتل و ترانسفر بود .  

ساعت پرواز برگشت به ایران هم ظاهرا نیمه شب .

در میان انواع پیشنهادهایی که میشنیدم ، دو سه هتل را انتخاب کردم و با دقت سایت آنها را چک کردم ، هتل مسکو برایم جذابتر آمد آنهم به جهت نوع معماری روسی آن .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 15:5  توسط حامد  | 

 


Javascripts