|
در مورد سفر - تاریخ - مردم شناسی
|
شکل معماری و آرایش معابد هم بسیار زیباست .
در داخل معبد هم همیشه هستند کسانیکه برای عبادت آمده اند .
معابد هندی همیشه برایم جذاب بوده و در این سفر هم فرصتی پیش آمد تا دوباره سری به آنها بزنم . با تمام مجسمه های خدایانشان و نوع مراسمی که برگزار میشود که البته شباهتهایی با عبادات ما هم دارد . اگر فرصتی شد حتما از آنچه در یک معبد سیک در دهلی دیدم هم خواهم نوشت .
در کنار غار اصلی ، پایین پله ها غار دیگری قرار دارد که پر از مجسمه های اساطیر و خدایان هندوست . اغلب بازدید کنندگان متوجه این غار نمی شوند . داخل قرار فقط بواسطه مجسمه های آن دیدنی است ، چرا که فرصت مناسبی است برای آشنایی با اسطوره ای هند و هندو.
مجسمه ها بصورت داستان وار در کنار یکدیگر قرار دارند و شاید حیف باشد که از این غار هم در کنار غار اصلی بازدید نکنید .
دیوار غار هم برای همراهی با داستان رنگ آمیزی شده است .
بهای بلیط بازدید از این غار جداست و یادم هست که بسیار ارزان هم بود ، اگر اشتباه نکنم یک رینگت ( یک واحد پول مالزی تقریبا معدل ۲۵۰ تومان ).
منظره درونی غار واقعا برایم رویایی بود . شکافی که در وسط غار بوجود آمده بود منظره ای دیدنی پدید آورده بود .
و در انتها و درست در زیر شکاف بزرگ کوه معبد قرار داشت که هندو در مقابل ان آداب مذهبی خود را بجا می آوردند.
در گوشه وکنار غار هم مجسمه هایی از خدایان و اساطیر مختلف قرار داشت که برای شنیدن توضیحات کافی بود شماره آن را در دستگاه پخش صدایی که میتوانستیم به امانت بگیریم بزنیم تا بشنویم .
در عکس سمت راست داربست ها و پاهای مجسمه کاملا معلوم است . در طول مسیر بالا رفتن ار پله ها هم میمونها آزادانه می گشتند و به راحتی می توان به آنها غذا داد و یا عکس گرفت .
در ورودی غار بسیار بزرگ است و به همان نسبت داخل غار هم فضای برزگی پیش روست .
دو طرف پله ها چراغ نصب شده و شاید شبها دیدنی باشد . ابتدا و انتهای مسیر پله ها به شکل ورودی هایی است که در بالای آن انواع مجسمه ها اسطورها نصب شده .
غار باتو کاوس Batu Caves
اگر به مالزی سفر کردید حتما به دیدن غار باتوکاوس Batu Caves بروید . این توصیه جدی است ، مخصوصا اگر بدونبال دیدن فضایی رویایی و بهت برانگیز هستید .
این غار یک مکان مقدس و جایی برای برگزاری مناسک مذهبی هندوهاست . غاری بزرگ و به واقع باشکوه که در مرکز آن شکافی بزرگ باعث بوجود امدن چشم ندازی رویایی شده است .
این غار در 13 کیلومتری شمال پایتخت قرار دارد و برای رفتن به انجا به راحتی میتوان از تاکسی استفاده کرد . ( متاسفانه نرخ کرایه آن را فراموش کرده ام ولی یادم هست که اصلا غیر معمول و دور از انتظار نبود )
برای دیدن داخل غار باید بلیط خرید و برای شنیدن توضیحاتی در مورد قسمت های مختلف غار که معمولا مجسمه هایی در آن قسمت ها نصب هستند ، میتوان با پرداخت پول ، دستگاهی مانند گوشی بیسیم گرفت که با زدن شماره مکان مورد نظر توضیحات مربوطه پخش میشود ( یک راه حل ساده برای توریستهای خارجی که ما هم براحتی می توانیم در کشور از آن استفاده کنیم ) .
بعد از گرفتن بلیط و گوشی راهنما ( البته در صورت تمایل ) میتوان آماده دیدن غار شد .
برای رسیدن به در ورودی غار باید از حدود 270 پله بالا رفت ، مسیر رفت از مسیر بازگشت جدا شده و در طول مسیر میمونها آزادانه در میان بازدید کنندگان میچرخند .
بازدید از این مکان تقریبا می تواند یک نیمه روز را پر کند . فضایی باری استراحت و رستوران هم در خود پارک در نظر گرفته شده است .
روز اول ، همراه شدیم برای گشت نیم روز همراه تور ، و البته با آنکه خیلی جایی نرفتیم ولی برای آشنایی کلی با فضا ، لازم بود .
دیدار از یک معبد اقلیت چینی ، که البته جالب بود و زیبا ومربوط میشد به مذهب بودا .
بعد دیدار از چند خیابان و بنای ملی ودولتی که معماری سبک انگلیسی داشنتد در آخر پیاده شدن در جلوی درب یک مرکز خرید بسیار بزرگ که آن زمان بزرگترین مرکز خرید مالزی بود ( فکر کنم مگا مال ) . مرکز خریدی با فکر کنم 5، 6 طبقه که هر طبقه چند هزار متر وسعت داشت و اگر بخواهم خوب تشریح کنم باید بگویم که جدا از پارکینگ چند طبقه ، طبقه اول مربوط می شد به یک سوپر مارکت بزرگ که همه چیز داشت ، از مواد خوراکی تا انواع وسایل مورد نیاز در منزل .و راستش یکی از تفریحات من دیدن انواع ماهی های عجیب و غریبی بود که برای فروش عرضه شده بودند .
جدا از چند طبقه که مختص به انواع فروشگاه و مغازه های متنوع و اغلب مربوط به مارک های معروف بودند ، در یک طبقه هم انواع fast food و غذا های بین المللی عرضه می شد ( در مالزی به علت اسلامی بودن همه غذا ها اسلامی است و ذبح شرعی دارند و این بصورت برچسب بر شیشه ها اعلام شده ) و در طبقه ای هم رستوران های مجلل بود و البته در گوشه و کنار هم چند کافی شاپ که بعضی زنجیره ای هم بودند .
در کنار اینها وجود چند فروشگاه که انواع CD و DVD عرضه می کردند جالب بود و یک کتابفروشی بزرگ که اگر بگویم در طول سفر یک هفته ای ، بیش از 6 ، 7 ساعت در آن وقت صرف کردیم ، بیهوده نگفته ام . فروشگاهی بزرگ ( شاید چند صد متر زیر بنا ) پر از قفسه های کتاب که راحت می توانستی برداری و روی مبل های زیاد آن بنشینی و کتاب را راحت حتی تا آخر بخوانی ( قفسه ها در بعضی قسمت ها بصورت مالز چیده شده بود و گاه میدیدی سر پیچی ، کسی، گوشه ای روی زمین نشسته و کتاب می خواند ) و انواع وسایل تحریر و CD های آموزشی و موسیقی و فیلم و انواع وسایل کمک آموزشی و بازی های فکری برای سنین مختلف و البته در گوشه ای هم چند کامپیوتر برای استفاده از اینترنت .
و در آخر در بالاترین طبقه چند سالن سینما با کیفیت عالی ، صدا و تصویر عالی و صندلی های عالی تر ( ردیفی بود با صندلی هایی که تختخواب می شدند با پشتی و به شما بالشت و پتو هم می دادند که قیمت بلیط آنها فکر کنم 3 برابر بود . فرصت شد فیلمی هم ببینیم ( Bad Boys 2 ) و از کیفیت آن لذت ببریم . چند فروشگاه ویژه هم توجه مرا بخود جلب کرد که مخصوص فروش انواع حیوانات خانگی بودند . از انواع موش و خوکچه هندی و پرنده تا انواع مارهای خطرناک و چه قیمت های وحشتناکی هم داشتند و من حسابی حیران بودن که چطور می شود آدم کلی پول بابت خرید مار سمی و یا رطیل و عقرب بدهد تا انها را در کنار رختخوابش نگه دارد ؟؟!!!
وجود امکانات رفاهی و بهداشتی تمیز ، حتی اتاقی مخصوص شیر دادن و عوض کردن پوشک نوزادان در هر طبقه با آسانسورها و پله برقی راحت به چشم می خورد .
خلاصه هر آنچه لازم است تا تمام روز شما را پر کند ، بود و چقدر وجود امسال این مراکز در ایران احساس می شود .
مسافرت من به مالزی و پایتخت آن کوآلامپور مربوط میشود به حدود 4 سال پیش . آگهی در روزنامه های آن موقع چاپ می شد مبنی بر اقامت یک هفته ای در بلند ترین هتل شهر به همراه ترانسفر و راهنمایی ایرانی مقیم در هتل و صبحانه و یک گشت نیم روزه به مبلغ 497 هزار تومان .
تقریبا نیمه شهریور ماه بود که سفر کردیم . من و همسرم . پرواز با هواپیمای بوئینگ بود و حدود 7 ساعت به طول کشید . حدود 10 صبح پرواز کردیم و به و قت مالزی حدود 5/10 ، 11 شب بود که رسیدیم .
در اولین قدم فرودگاه نظرم را جلب کرد ، عظمت و زیبایی آن ، و به واقع فرودگاه پیشخوان یک کشور است و در همان لحظه ابتدایی کلی در قضاوت مسافر تاثیر دارد .
بعد از انجام کارهای گمرکی ( مالزی ویزا توریستی از ایرانیان نمی خواست و در همان فرودگاه ویزای دو هفتگی صادر میشد ) و گرفتن چمدانها به سمت در خروجی رفتیم که راهنمایی ایرانی منتظرمان بود و همه مسافران شبیه به ما راجمع کرد و بعد سوار بر اتوبوس شده به سمت شهر و هتل حرکت کردیم . حدود یک ساعت طول کشید و فرصت مناسبی بود برای دیدن و البته شنیدن توصیه های کلی و اشنا شدن با برنامه های لیدرمان .
در اینگونه تورها شما از تهران بلیط و ویزا و هتل را انتخاب می کنید که معمولا هتل ها متنوع هستند و شما میتوانید بر حسب نیاز و علاقه هتل متفاوتی انتخاب کرده و قیمت متفاوت هم پرداخت کنید و ترانسفر و معمولا یک گشت نیم روزه مجانی هم روی تور هست و یقیه گشت ها را در حین مسافرت با لیدر خود هماهنگ کرده و ثبت نام میکنید .
نزدیک 12 شب رسیدیم هتل و فرمها را پر کرده و کارتهای اطاقها و صبحانه را دریافت کردیم .
هتل ما خوب بود ، تمیز و نسبتا شیک . یک اطاق به همراه تلویزیون ، تهویه مطبوع ، یخچال ، سینک ظرفشویی و کتری برقی و فنجان که هر روز در کنارش چای کیسه ای و قهوه قرار می دادند و البته صندوق قرار دادن اشیا ارزشمند و حمام .اتاقمان در طبقه 17 قرار داشت و چشمنداز زیبای شهر پیش رو بود . هتل تمیز بود ولی نسبا قدیمی و البته دور نسبت به مرکز شهر که مجبور بودیم با تاکسی به انجا برویم .
میز صبحانه آن هم نسبتا کامل بود . هتل استخر مجانی و فروشگاه و بار هم البته داشت .
واخد پول مالزی لینگت بود و تقریبا برابر با 220 تومان خودمان ( البته آن زمان ) .
اولین چیز در شهر برج ها دوقلو ان بود که جلب توجه میکرد